تقویم ایران باستان؛ ماه‌ها، روزها و سال‌شماری پیش از اسلام

ایران پیش از اسلام فقط یک تقویم نداشت: تقویم هخامنشی با ماه‌هایی به نام کار و فصل، تقویم زرتشتی با سی روز نام‌دار و پنج روز اضافه، سال‌شماری یزدگردی و در پایان تقویم جلالی. آنچه می‌دانیم و آنچه محل بحث است.

فهرست این نوشته
  1. چه می‌دانیم و چه نمی‌دانیم؟
  2. تقویم هخامنشی: ماه‌هایی به نام کار و فصل
  3. تقویم زرتشتی: سی روز با سی نام
  4. نام روزهای ماه
  5. تقویم زرتشتی از کِی و چگونه؟ محل بحث است
  6. از هخامنشیان تا ساسانیان: سلوکیان و اشکانیان
  7. ساسانیان: سالی بدون روز کبیسه
  8. پس از ساسانیان: از یزدگردی تا جلالی
  9. امروز سه تقویم زرتشتی در کار است
  10. چند باور رایج که شواهد ندارند
  11. این میراث در تقویم ما کجاست؟
  12. منابع

تقویم ایران باستان یک تقویم نبود؛ چند تقویم بود که در طول سده‌ها جای هم را گرفتند: ماه‌هایی با نام پارسی باستان در دورهٔ هخامنشی [۱]، سالی از دوازده ماه سی‌روزه با سی روز نام‌دار و پنج روز اضافه در سنت زرتشتی [۱]، و در پایان تقویم جلالی که نوروز را به اعتدال بهاری بست [۲]. نام سی روز ماه را در جدولی پایین‌تر ببین.

دوره تقویم ویژگی
هخامنشی پارسی–بابلی نام ماه‌های پارسی باستان؛ روزها فقط شماره داشتند
اوستایی و ساسانی زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه، ۳۰ نام روز، ۵ روز اضافه؛ ظاهراً بدون کبیسهٔ روزانه
پس از اسلام یزدگردی، سپس جلالی جلالی نوروز را به اعتدال بهاری بست

چه می‌دانیم و چه نمی‌دانیم؟

اساس این صفحه دانشنامهٔ ایرانیکا و چند مقالهٔ دانشگاهی است. نشانه‌های شمارش زمان در ایران به هزارهٔ دوم پیش از میلاد برمی‌گردد، اما کهن‌ترین تقویمی که کامل به ما رسیده از دورهٔ هخامنشی است [۱]. برای دوران پیش از آن فقط بازسازی‌های فرضی داریم، بر پایهٔ متن‌های اوستایی و مقایسه با سنت ودایی [۱].

پس هر جا نوشته‌ای با اطمینان از «تقویم هفت‌هزارساله» یا «معنی همهٔ ماه‌های هخامنشی» حرف می‌زند، با احتیاط بخوان.

تقویم هخامنشی: ماه‌هایی به نام کار و فصل

تقویم پارسی باستان قمری‌خورشیدی بود و به تقویم بابلی شباهت داشت. روزهای ماه شماره داشتند و نام نداشتند، جز آخرین روز [۱]. در کتیبه‌های پارسی باستان فقط هشت نام ماه آمده است. چهار نام دیگر را از ثبت عیلامی‌شان می‌شناسیم، و ترتیب ماه‌ها پس از کارهای پوبل در ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ روشن شد، وقتی منابع تازهٔ اکدی و عیلامی پیدا شد [۱].

ماه نام (پارسی باستان) معنی احتمالی
۱ آدوکنیشه معنی و ریشه نامطمئن
۲ تورَوَهَر شاید «بهار نیرومند»
۳ ثایگرچیش «ماه چیدن سیر»
۴ گرمپده «جای گرما»
۵ و ۶ فقط به شکل عیلامی ثبت شده نامطمئن
۷ بَگیادیش احتمالاً «ستایش بَگ (میترا)»
۸ ورکزنه (بازسازی‌شده) «گرگ‌کُشی»
۹ آسیادیه «ستایش آتش»
۱۰ آنامکه «ماه خدای بی‌نام» (با تردید)
۱۱ ثوَیَوَه (بازسازی‌شده) «آن هولناک»
۱۲ ویَخنه «کندن»

معنی‌های جدول پیشنهاد پژوهشگران است (به نقل ایرانیکا [۱])، نه ترجمهٔ قطعی. چهار ماه (۵، ۶، ۸ و ۱۱) در کتیبه‌های پارسی باستان نیامده‌اند و فقط برای دو تای آن‌ها (۸ و ۱۱) معنی احتمالی پیشنهاد شده است؛ پس به فهرست‌های «کامل و قطعی» اعتماد نکن.

دربارهٔ طرز کبیسه‌گذاری هخامنشیان سند مستقیمی وجود ندارد: یک پژوهشگر می‌گوید مثل بابل بوده و دیگری می‌گوید دو تقویم روش متفاوتی داشته‌اند [۱]. آنچه از بابل می‌دانیم این است که منجمان بابلی در دورهٔ داریوش سه ماه اضافه در هر هشت سال را کنار گذاشتند و به چرخهٔ ۱۹ ساله با هفت ماه اضافه رسیدند [۳]. داریوش هم در کتیبهٔ بیستون نه تقویم زرتشتی، بلکه تقویمی «پارسی–بابلی» را به کار برد، با نام‌های پارسی باستان برای ماه‌ها و روزهایی که فقط شماره داشتند [۳].

تقویم زرتشتی: سی روز با سی نام

تقویمی که امروز بیشتر «تقویم زرتشتی» می‌نامیم دوازده ماه سی‌روزه دارد. متن‌های اوستایی نام هر سی روز را آورده‌اند، ولی نام فقط هفت ماه از دوازده ماه را [۱]. نام روزها به شکل دستوری کهن («روزِ …») ثبت شده است و این نشان می‌دهد ساختهٔ دورهٔ میانه نیستند [۱].

نام ماه‌ها همان‌هایی است که هنوز در تقویم ما هست: فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند. این نام‌ها نخستین بار در دورهٔ اشکانی ثبت شده‌اند [۲]، و ماه دهم، «دی»، یعنی «آفریدگار» [۴].

چینش روزها ساختاری دارد. روز اول هر ماه «روز اهورامزدا» است و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست‌وسوم «روز آفریدگار» نام دارند. در فارسی همان‌ها شدند «دی‌به‌آذر»، «دی‌به‌مهر» و «دی‌به‌دین»، یعنی «آفریدگار» پیش از روز آذر، مهر و دین [۴]. این سه روز و روز اول، ماه را به چهار بخش تقسیم می‌کنند: روزهای ۱ تا ۷، ۸ تا ۱۴، ۱۵ تا ۲۲ و ۲۳ تا ۳۰ [۴].

دوازده ماه سی‌روزه ۳۶۰ روز می‌شود و برای رسیدن به ۳۶۵ روز، پنج روز در پایان سال می‌آمد. این پنج روز نامشان را از پنج «گاهان»، سرودهای زرتشت، گرفته بود و فهرست نام‌ها در منابع مختلف صورت‌های متفاوتی دارد [۱]. در بعضی روستاهای ناحیهٔ نطنز، بنا بر گزارش‌های سدهٔ بیستم، این پنج روز پس از بهمن می‌آمد و نه اسفند [۵].

نام روزهای ماه

هر روز ماه نامی داشت و نامش جای شمارهٔ روز را می‌گرفت؛ مثلاً روز پنجم هر ماه «سپندارمذ» بود (جشنی که از هم‌نامی روز و ماه برمی‌آید را در سپندارمذگان روز عشق ببین). جدول زیر نام‌های فارسی رایج روزهاست. این‌ها نام ایزدان نیک (یَزَتَه‌ها) است [۴] و صورت‌های بعدی نام‌های اوستایی‌اند:

روز نام روز نام
۱ هرمزد ۱۶ مهر
۲ بهمن ۱۷ سروش
۳ اردیبهشت ۱۸ رَشن
۴ شهریور ۱۹ فروردین
۵ سپندارمذ ۲۰ بهرام
۶ خرداد ۲۱ رام
۷ امرداد ۲۲ باد
۸ دی‌به‌آذر ۲۳ دی‌به‌دین
۹ آذر ۲۴ دین
۱۰ آبان ۲۵ ارد
۱۱ خور ۲۶ اشتاد
۱۲ ماه ۲۷ آسمان
۱۳ تیر ۲۸ زامیاد
۱۴ گوش ۲۹ ماراسپند
۱۵ دی‌به‌مهر ۳۰ انارام

هر وقت نام روز با نام ماه یکی می‌شد، آن روز برای همان ایزد جشن بود. مهرگان، یعنی روز مهر از ماه مهر، شانزدهم ماه هفتم است [۶]. اگر دربارهٔ میترا و مهرگان می‌پرسی، میترا و شب یلدا ادعاهای رایج را جدا بررسی کرده است. همین قاعده برای روز آبان در ماه آبان، روز آذر در ماه آذر و چند ایزد دیگر هم برقرار بود [۷].

این جدول مالِ ماه سی‌روزهٔ زرتشتی است، نه تاریخ شمسی. ماه‌های هجری شمسی ۲۹ تا ۳۱ روز دارند [۲]، پس تطبیق خودکار نام روزها با تاریخ شمسی همیشه درست درنمی‌آید؛ برای نام روز یک تاریخ مشخص، تقویم زرتشتی همان سال را ببین. نقش‌هایی مثل «روز زن» یا «روز مرد» هم در منابعی که خواندیم نیست؛ نام‌های روز فقط نام ایزدان و مفهوم‌های نیک است. اگر جایی برای روزی «روز مادر» یا «روز پدر» نوشته‌اند، آن را برداشت امروزی بدان.

تقویم زرتشتی از کِی و چگونه؟ محل بحث است

به گفتهٔ مری بویس در مدخل «جشن‌ها»ی ایرانیکا، مردم زمان زرتشت ظاهراً سالی ۳۶۰ روزه با دوازده ماه سی‌روزه داشتند و احتمالاً هر حدود شش سال ماه سیزدهمی اضافه می‌کردند. در دورهٔ «اوستای جوان» هر یک از سی روز به یک ایزد اختصاص یافت؛ روزهای هشتم و پانزدهم و بیست‌وسوم در آغاز ظاهراً از آنِ آپام‌نپات، هوم و دهمه‌آفریتی بود و بعدها «آفریدگار» نام گرفت. اختصاص ماه‌ها به ایزدان هم احتمالاً بعدتر، در دورهٔ هخامنشی، انجام شد [۷]. پانائینو در مدخل «تقویم‌ها» اما تفاوت «اوستایی کهن» و «اوستایی متأخر» را مبهم می‌داند، چون هر دو از روی منابع یکسانی بازسازی شده‌اند، و دربارهٔ سال ۳۶۰ روزه‌ای که بیرونی برای پیشدادیان نقل می‌کند تردید دارد که اصلاً وجود داشته باشد [۱]. این‌ها بازسازی‌اند، نه سند.

دربارهٔ اینکه کبیسه‌گذاری در تقویم ۳۶۵ روزه از کِی آغاز شد هم یقین نداریم. پیشنهاد پژوهشگران از حدود ۵۰۵ تا ۴۴۱ پیش از میلاد است. سه پیشنهاد اول بر فرضی دربارهٔ افزودن یک ماه هر ۱۲۰ سال تکیه دارند و اسنادی که بیکرمن گرد آورد آن‌ها را زیر سؤال برده است. کهن‌ترین سند بیرون از اوستا که کاربرد تقویم زرتشتی را نشان می‌دهد سفال‌نوشته‌ای از ماه «خرداد» سال ۹۰ پیش از میلاد است. جمع‌بندی: «مسئله هنوز باز است» [۱].

دربارهٔ اینکه این تقویم از کجا آمد هم دو دیدگاه هست، و با روایت بالا یکی نیست. مدخل «نوروز» ایرانیکا از یک فرض «نسبتاً عمومی و جاافتاده» یاد می‌کند: یکی از جانشینان داریوش تقویم ۳۶۵ روزهٔ زرتشتی را ساخت و فهرست روزهای اوستایی بعدتر پدید آمد. همان مدخل فرضیهٔ دیگری هم می‌آورد: پارس‌ها وقتی زرتشتی شدند تقویم اوستایی را برای زندگی دینی پذیرفتند، ولی تقویم پارسی–بابلی را برای کارهای دولتی، مثل سال‌های پادشاهی و رویدادهای سیاسی و مالیات، نگه داشتند [۳].

از هخامنشیان تا ساسانیان: سلوکیان و اشکانیان

سلوکیان و اشکانیان تقویم بابلی را با نام‌های مقدونی ماه‌ها به کار بردند، اما یافته‌های نسا (سده‌های ۲ تا ۱ پیش از میلاد) و اورامان (سدهٔ ۱ میلادی) نشان می‌دهد تقویم خورشیدی زرتشتی هم رایج بوده است [۱].

ساسانیان: سالی بدون روز کبیسه

سال ۳۶۵ روز بود و ظاهراً روز اضافه نداشت. چون سال خورشیدی حدود یک‌چهارم روز بلندتر است، آغاز سال هر چهار سال یک روز زودتر از فصل خودش می‌رسید [۸]؛ یعنی نوروز کم‌کم از فصل خودش دور می‌شد. چهار سال یک روز یعنی ۱۲۰ سال یک ماه، و برای همین روایت می‌کنند که هر ۱۲۰ سال یک ماه کامل اضافه می‌شد [۱].

منابع اما با هم نمی‌خوانند. کوشیار گیلانی (حدود ۱۰۰۰ میلادی) می‌نویسد در زمان خسرو (۵۳۱ تا ۵۷۹) خورشید در ماه آذر به برج حمل می‌رسید و پنج روز اضافه را در پایان آبان گذاشته بودند. بیرونی از دو ماه کبیسه در زمان یزدگرد پسر شاپور (۳۹۹ تا ۴۲۰) خبر می‌دهد [۱]. مدخل «کبیسه» می‌گوید نظریهٔ افزودن یک ماه «سند مستند ندارد» و احتمالاً به‌جایش پنج روز اضافه را هر چند وقت یک بار جابه‌جا می‌کردند [۹]. تنها نمونهٔ قطعیِ اجرای نظریهٔ ماهِ هر ۱۲۰ سال، تکرار ماه سپندارمذ به دست پارسیان است، احتمالاً در حدود ۱۱۲۵ میلادی [۷].

سال‌شماری یزدگردی از تاج‌گذاری آخرین پادشاه ساسانی آغاز می‌شود: روز اول فروردین سال اول یزدگردی برابر ۱۶ ژوئن ۶۳۲ میلادی است، تاریخ رسمی تاج‌گذاری یزدگرد سوم [۸]. پارسیان هند، یعنی زرتشتیانی که از ایران به هند رفتند، هنوز سال‌ها را از همین آغاز می‌شمارند [۱۰]. (پژوهش‌های تاریخ تقویم معمولاً تاریخ‌های کهن را ژولیانی می‌دهند؛ معادل گریگوری‌شان چند روز دیرتر است؛ فرق ژولیانی و گریگوری را در تقویم میلادی چیست می‌خوانی.)

پس از ساسانیان: از یزدگردی تا جلالی

در دورهٔ اسلامی هم تقویم یزدگردی برای وصول مالیات به کار می‌رفت و بدون کبیسه، آغاز سال را از فصل دور می‌کرد. در زمان معتضد عباسی، با افزودن شصت روز به سال ۲۶۴ یزدگردی (۸۹۵ میلادی)، آغاز سال از حدود ۱۲ آوریل به حدود ۱۲ مه رفت [۲].

تقویم جلالی در زمان ملکشاه سلجوقی ساخته شد. به گفتهٔ تاریخ‌نگاران و منجمان، هدف اصلی ثابت نگه داشتن نوروز در اعتدال بهاری بود [۲]. آغاز آن را ایرانیکا جمعهٔ ۹ رمضان ۴۷۱ (۱۵ مارس ۱۰۷۹، ژولیانی؛ حدود شش روز دیرتر در تقویم گریگوری) می‌داند که برابر ۱۹ فروردین ۴۴۸ یزدگردی است؛ ۱۸ روز ابتدای فروردین آن سال یزدگردی «کبیسهٔ جلالی» شمرده شد [۲]. ساز و کار این تقویم را در تقویم شمسی چیست بخوان.

امروز سه تقویم زرتشتی در کار است

زرتشتیان برای جشن‌هایشان از سه تقویم استفاده می‌کنند و یک جشن را در این تقویم‌ها در روزهای متفاوتی برگزار می‌کنند [۷]:

تقویم چه کسانی ویژگی
قدیمی تقویم زرتشتیان ایران؛ بخشی از پارسیان هند هم پذیرفتندش یک ماه جلوتر از شهنشاهی
شهنشاهی (شنشایی، رسمی) بیشتر پارسیان هند احتمالاً حدود ۱۱۲۵ میلادی یک ماه اضافه کردند و یک ماه عقب‌تر از قدیمی ماندند
فصلی گروهی از پارسیان، از اوایل سدهٔ بیستم نوروز ثابت ۲۱ مارس، یک روز کبیسه هر چهار سال

اختلاف قدیمی و شهنشاهی داستانی دارد. در ۱۷۲۰ مردی کرمانی به نام جاماسب ولایتی به سورات هند رفت و دید تقویم پارسیان یک ماه با تقویم ایران فاصله دارد [۵]. پارسیانی که تقویم ایرانی را پذیرفتند «قدیمی» نام گرفتند؛ بیشترِ پارسیان به تقویم خودشان، «رسمی»، ماندند و گفتند در واقع ایرانی‌ها یک ماه عقب افتاده‌اند [۵]. در ایران هم چند جامعهٔ زرتشتی تقویم جلالی را پذیرفتند و پنج یا شش روز اضافه را پس از اسفند می‌آورند [۵]. این «شهنشاهی» ربطی به سال‌شماری «شاهنشاهی ۲۵۳۵» ندارد، که در بخش بعد می‌آید.

چند باور رایج که شواهد ندارند

  • «ماه‌های هخامنشی همه معنی و ترتیب قطعی دارند.» چهار ماه در کتیبه‌ها نیست و معنی بیشترِ نام‌ها فقط پیشنهاد است [۱].
  • «سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی تقویمی باستانی بود.» مجلس در ۲۴ اسفند ۱۳۵۴ (۱۴ مارس ۱۹۷۶) سال‌شماری تازه‌ای را براساس «سال فرضِ جلوس کوروش» (۵۵۹ پیش از میلاد) تصویب کرد و ۱ فروردین ۱۳۵۵ آغاز سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی شد. ایرانیکا می‌نویسد این تغییر سردرگمی و نارضایتی گسترده ایجاد کرد و در ۵ شهریور ۱۳۵۷ دولت به تقویم هجری شمسی بازگشت [۲].
  • «نام هر روز ماه، نقش اجتماعی یا خانوادگی آن روز را نشان می‌دهد.» نام روزها نام ایزدان و مفهوم‌های نیک است؛ هر «روز زن» یا «روز مرد» برداشت امروزی است [۴].

این میراث در تقویم ما کجاست؟

نام ماه‌های ما، فروردین تا اسفند، از همین سنت می‌آید و ایرانیکا تأیید می‌کند ترتیب و شمار ماه‌ها در همهٔ تقویم‌های ایرانی یکی است؛ فقط طول ماه‌ها در اصلاح ۱۳۰۴ عوض شد [۲]. نام روزها هم در تقویم زرتشتی و در نام مناسبت‌هایی مثل مهرگان مانده است.

برای دیدن اینکه کدام مناسبت‌های امروز ثابت‌اند و کدام هر سال جابه‌جا می‌شوند، تقویم مناسبت‌های سال ۱۴۰۵ را ببین. بقیهٔ تقویم‌های جهان را در بخش انواع تقویم پیدا می‌کنی.

یادت بمونه: ایران باستان یک تقویم نداشت، چند تقویم داشت؛ نام ماه‌ها و روزهای زرتشتی از سنت اوستایی به ما رسیده و نوروزِ بی‌کبیسهٔ ساسانی در تقویم جلالی دوباره به آسمان بسته شد.

منابع

  1. Panaino, A. (1990). CALENDARS i. Pre-Islamic calendars. Encyclopaedia Iranica, IV(6–7), 658–677. https://www.iranicaonline.org/articles/calendars-i
  2. Encyclopaedia Iranica. CALENDARS ii. In the Islamic period. https://www.iranicaonline.org/articles/calendars/calendars-ii-in-the-islamic-period/
  3. Boyce, M. NOWRUZ i. In the pre-Islamic period. Encyclopaedia Iranica. https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-i/
  4. Malandra, W. W. (1994). DAY. Encyclopaedia Iranica, VII(2), 163–164. https://www.iranicaonline.org/articles/day
  5. Encyclopaedia Iranica. CALENDARS iv. Other modern calendars. https://www.iranicaonline.org/articles/calendars/calendars-iv-other-modern-calendars
  6. Encyclopaedia Iranica. MEHRAGĀN. https://www.iranicaonline.org/articles/mehragan
  7. Boyce, M. (1999). FESTIVALS i. Zoroastrian. Encyclopaedia Iranica, IX(5), 543–546. https://www.iranicaonline.org/articles/festivals-i
  8. Cristoforetti, S. (2014). On the era of Yazdegard III and the cycles of the Iranian solar calendar. Annali di Ca' Foscari, Serie orientale, 50. https://doi.org/10.14277/2385-3042/8p
  9. Encyclopaedia Iranica. KABISA. https://www.iranicaonline.org/articles/kabisa-intercalary/
  10. Britannica Editors. Yazdegerd III. Encyclopaedia Britannica. https://www.britannica.com/biography/Yazdegerd-III

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه