عیدی نوروز چیست؟ به چه کسی میدهند و برای عروس چه ببریم
عیدی نوروز پول یا هدیهای است که در عید داده میشود، معمولاً از بزرگتر به کوچکتر، اما همیشه یکطرفه نبوده. اینجا میخوانی عیدی از کجا آمده، چه کسی به چه کسی میدهد و در شهرهای مختلف برای عروس در نوروز چه میبرند.
عیدی نوروز پول یا هدیهای است که در عید داده میشود، معمولاً از بزرگتر به کوچکتر. اما همیشه یکطرفه نبوده، و برای عروس هم در بعضی شهرها رسم جداگانهای داشته است. دایرهالمعارف بزرگ اسلامی آن را «عیدی، عیدانه یا نوروزی» مینامد و «هدیه و پیشکش مردم به یکدیگر به مناسبت عید» تعریف میکند [۱]. لغتنامهٔ دهخدا هم مینویسد عیدی «آنچه در عید قربان و عید فطر و توسعاً در نوروز و جز آن، سران به زیردستان دهند» است [۲]؛ یعنی تعریفش بیشتر به عیدهای اسلامی نظر دارد و نوروز را «توسعاً»، بهتعمیم، به آنها اضافه کرده است. اگر فقط دنبال این هستی که برای عروس چه میبرند، از بخش «برای عروس در نوروز چه میبرند؟» شروع کن.
چه کسی به چه کسی عیدی میدهد؟
در خانه، از بزرگتر به کوچکتر. به نوشتهٔ دایرهالمعارف، در دورههای اخیر بزرگ خانواده عیدی نقدی را، که معمولاً اسکناس تانخورده و گاهی سکه است، برای تبرک پیش از تحویل سال لای قرآن میگذارد و در آغاز سال نو به اعضای خانواده میدهد [۱]. برای بچهها در بسیاری از شهرها تخممرغ رنگی عیدی بود؛ در بعضی شهرها کنارش پول، آجیل و خشکبار محلی، شیرینی، جوراب یا دستمال هم میدادند [۱]. در میان زردشتیان یزد، پدر خانواده پس از چیدن سفره بشقابی از سکهها را روی آن میگذاشت که ویژهٔ عیدیدادن بود [۱].
مری بویس در مقالهٔ «نوروز» در ایرانیکا روستایی زرتشتینشین نزدیک یزد را توصیف میکند. کسانی که در طول سال به هر شکلی برای خانواده کار کرده بودند، که بیشترشان مسلمان بودند، با تبریک نوروزی دو تا چهار تخممرغ رنگی، مشتی آجیل و «گاهی پول» میگرفتند. بچههای زرتشتی تا حدود دوازدهسالگی خانهبهخانه میگشتند و تخممرغ، آجیل و هدیههای کوچک، مثل یکی دو سکه یا مداد و دفتر، میگرفتند. بچههای خانوادههای مرفهتر فقط سراغ خویشان و دوستان نزدیک میرفتند و بچههای فقیرتر دایرهٔ بزرگتری را میگشتند [۳]. این تصویر یک روستا و یک زمان است، نه رسم همهٔ ایران.
عیدی هم همیشه مخصوص کوچکترها نبود. در مشکینشهر، به گزارش دایرهالمعارف، تا به یکدیگر عیدی ندهند مبارکباد نمیگویند. عیدی آنجا ممکن است یک انار، یک سکهٔ کوچک یا یک تخممرغ باشد و هم به کوچکترها داده میشود هم به بزرگترها [۱].
برای عروس در نوروز چه میبرند؟
عیدی عروس و داماد در دایرهالمعارف بخش جداگانهای دارد، و نکتهٔ اولش این است که رسم یکی نیست و جهتش هم یکی نیست. معمولاً خانوادهٔ دختر، اگر دخترشان تازه به خانهٔ بخت رفته باشد، هنگام عید برای او عیدانه و نوروزی میفرستد. در بعضی شهرها این فقط در سال اول ازدواج است و در بعضی مناطق سالها ادامه دارد [۱]. جاهای دیگر، وقتی دختر نامزد یا عقدکرده است، خانوادهٔ داماد برای عروس عیدی میفرستد، و در برخی شهرها خانوادهٔ عروس هم در برابر به داماد عیدی میدهد [۱].
چند نمونه، با همان جاهایی که منبع نام برده:
| جا | چه کسی میفرستد | چه میفرستند |
|---|---|---|
| اردبیل («بایرامپایی») | خانوادهٔ پدری دختر، برای خانوادهٔ شوهر دخترش؛ برای هر دختر جداگانه | شام عیدی (پلو، مرغ، کوکو، قیمه، ماهی دودی) در مجمعههای مسی، و یک طاقه پارچه [۱] |
| بروجرد | کسی که خواهر، دختر یا دخترعمهاش در خانهٔ بخت است | روسری بزرگ و رنگارنگ، پول، پاکت شیرینی، کیسهٔ حنا یا پیراهن زنانه [۱] |
| تهران، در گذشته («هل و گل») | خانوادهٔ داماد، پس از عقد، در هر عید | شیرینی، گز، باقلوا، میوه و یک قواره پارچهٔ زری یا مخمل یا اطلس طبری [۱] |
| گیلان (شرق، پاشاکی لاهیجان) | خانوادهٔ داماد؛ میزانش به توان خانوادهها بستگی داشت | لباس محلی کامل، نان، حلوا، آجیل، میوه و شیرینی، میان عقد و عروسی [۱] |
| خراسان شمالی | خانوادهٔ داماد؛ خانوادهٔ عروس هم برای داماد هدیه میگذارد | چند روز مانده به عید، در سینی مسی: گوشت، برنج، پارچه، روغن و سکهٔ رایج [۴] |
در همهٔ اینها غذا، شیرینی، آجیل یا میوه هست، و یک قواره پارچه یا لباس، گاهی هم طلا [۱]. مقدارش ثابت نبود: در اردبیل به تعداد افراد خانوادهٔ گیرنده بستگی داشت و در گیلان به توان خانوادهها [۱]. بیشتر نمونهها از کتابهای فرهنگ مردم است که بین ۱۳۴۸ و ۱۳۹۳ چاپ شدهاند، پس تصویری از گذشتهاند و معلوم نیست همهجا هنوز همینطور باشد. گزارش ایبنا از سال ۱۴۰۲ میگوید رسم خراسان شمالی هنوز در برخی نقاط انجام میشود [۴]. آیینهای محلی بقیهٔ استانها را در نوروز در استانهای ایران جدا آوردهایم.
در بروجرد دو نکتهٔ کوچک هم ثبت شده است. ظرف عیدانه خالی برنمیگردد؛ گیرنده بشقابی، کلهقندی، مبلغی کم پول یا ظرفی سبزه در آن میگذارد. برای پیچیدن عیدانه پارچهٔ سیاه یا تیره به کار نمیبرند و معمولاً آن را سبز یا قرمز میپیچند. عزادارها هم عیدی را بعد از تحویل سال میفرستند [۱].
اگر پرسشت دربارهٔ اولین نوروز بعد از ازدواج است، دو نمونه هست. در شیراز عیدانه برای دختران فقط در نخستین عید فرستاده میشود. در ایزدخواست، به تازهدامادی که نخستین نوروز را به خانهٔ پدرزنش میرود، خانوادهٔ زن یک سینی شیرینی، یک پیراهن، یک جفت جوراب و یک دستمال عیدی میدهد [۱]. ترتیب دیدار خانوادهها در سال اول، که بیشتر به عرف خانواده بستگی دارد، در آداب دید و بازدید نوروزی آمده است.
اگر رسم خانوادهات را نمیدانی
منبعها نمیگویند برای عروس چه چیزی «درست» است؛ میگویند رسم جاها فرق میکند. پس اول از یکی از بزرگترهای خانواده بپرس رسم شما چیست و چه کسی پیشقدم میشود. اگر کسی نیست که بپرسی، سه چیز معمولی هست: یک قواره پارچه یا یک لباس، شیرینی یا میوه، یا پاکتی پول که با توان خودت جور باشد. به نظر ما مبلغ را با عیدی دیگران مقایسه نکن، و اگر خرجش برایت سنگین است، سادهاش هم قابلقبول است.
اگر دنبال هدیهای غیر از پول برای عروس یا بچهها هستی، چه هدیهای واقعاً خوشحال میکند را ببین. ایدههای هدیه را هم در برچسب ایدهٔ هدیه جمع کردهایم.
عیدی از کجا آمده؟
دایرهالمعارف بزرگ اسلامی عیدیدادن در جشن نوروز و در لحظهٔ تحویل سال را از رسمهای باستانی ایران میداند که از گذشته تا امروز در سراسر ایران رایج بوده است، اما زمان شروعش را نمیگوید [۱]. روایتی که ابوریحان بیرونی نقل میکند به جمشید برمیگردد: در روز نوروز نیشکر پیدا شد، از آن شکر ساختند و مردم از راه تبرک برای هم شکر فرستادند [۱]. این را قصه بخوان؛ به اعتقاد برخی پژوهشگران، خودِ هدیهدادن شکر احتمالاً از دورهٔ ساسانیان جلوتر نمیرود [۱]. این حکم دربارهٔ شکر است، نه دربارهٔ کل عیدی.
سکه شواهد روشنتری دارد. به نوشتهٔ کریستنسن، شاهان ساسانی در نوروز سکهٔ نو میزدند و به درباریان و نجبا و خاندان خود عیدی میدادند [۱]. در دورهٔ عباسی، صولی در اخبار البحتری تعریف میکند که فتح بن خاقان در نوروز شعری به متوکل پیشکش کرد و خلیفه در جواب سکهٔ نقرهٔ عیدی به او داد [۱]. هر دو ماجرا به دربار شاه و خلیفه برمیگردد، نه خانهٔ مردم، ولی نشان میدهد سکه از قدیم در عیدی جا داشته است.
عیدی همیشه هم از بالا به پایین نبود. به نوشتهٔ دایرهالمعارف، در دورههای اسلامی کدخدایان، والیان و صاحبمنصبان، بهصورت سلسلهمراتب، برای بزرگان و پادشاهان پیشکشهایی بهعنوان عیدی میفرستادند. در برخی دورهها این پیشکشها اجباری بود و مانند مالیات حساب میشد [۱]. به نوشتهٔ سعید نفیسی، در دورهٔ امویان و عباسیان همین هدایا جزو خراج سالیانه شد [۱]. دربارهٔ پیشکشبردن برای شاهان ایران پیش از اسلام نظرها فرق میکند: کریستنسن میگوید این هدایا بهجبر گرفته میشد، و هاشم رضی، با استناد به کتاب التاج، میگوید اجباری در کار نبود و مردم با رضا و رغبت میآوردند [۱].
در جهت مقابل، پادشاهان و بزرگان هم به درباریان و زیردستان عیدی میدادند: سکههای ضربشدهٔ ویژهٔ عید، خلعت، و گاهی چیزهایی که مردم به آن نیاز داشتند [۱]. گاسپار دروویل، که در زمان فتحعلیشاه در ایران بود، مینویسد شاه و شاهزادگان سکههای طلا و نقرهٔ تازهضربشده را با دست خودشان به درباریان میدادند. گیرنده زانو میزد، سکه را دودستی بر پیشانیاش میگذاشت، بلند میشد و تعظیمکنان دور میشد [۱].
عمو نوروز و عیدی بچهها
در منابعی که دیدیم، عمو نوروز بیشتر چهرهٔ قصه است تا آیینی با شکل مشخص. دایرهالمعارف بزرگ اسلامی یک نمونهٔ محلی از پیوندش با عیدی دارد: در سیرجان پیش از عید به بچهها یادآوری میکردند که با تمیزی خودشان و خانه منتظر آمدن عمو نوروز باشند تا به آنها عیدی بدهد [۱]. قصهای که او را با ننهسرما و آمدن بهار گره میزند در یادداشت چلهها آمده است. عیدی را کنار بقیهٔ رسمهای عید، از خانهتکانی تا سیزدهبدر، در آداب و رسوم نوروز ببین؛ فهرست همهٔ نوشتهها هم در صفحهٔ نوروز است.
منابع
- دائرهالمعارف بزرگ اسلامی (۱۳۹۹). «عیدی». زهرا محمدحسنی صغیری. https://www.cgie.org.ir/fa/article/258474/عیدی — این مقاله چهار صفحه است. بخشهای «عیدی بزرگترها به کوچکترها» و «عیدانۀ عروس و داماد» در صفحهٔ ۳ است: https://www.cgie.org.ir/fa/article/258474/عیدی?entryviewid=258645
- دهخدا، علیاکبر. «عیدی». لغتنامهٔ دهخدا. https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/عیدی
- Boyce, M. (بهروزرسانی ۲۰۱۶). «Nowruz i. In the Pre-Islamic Period». Encyclopaedia Iranica. https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-i/
- خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) (۸ فروردین ۱۴۰۲). «خراسان شمالی دیار آیینهای اصیل نوروزی؛ از عیدی برون عروس تا کشتی پهلوانی». https://www.ibna.ir/news/334666
دیدگاهها