آداب و رسوم نوروز؛ قدیم و امروز، از خانه‌تکانی تا سیزده‌بدر

آداب و رسوم نوروز یک فهرست نیست، یک ترتیب است: از خانه‌تکانی و سبزه و چهارشنبه‌سوری تا هفت‌سین، لحظهٔ تحویل، عیدی، دید و بازدید و سیزده‌بدر. هر رسم با دلیلی که برایش می‌گویند و اینکه آن دلیل سند دارد یا نه.

فهرست این نوشته
  1. چند هفته مانده به عید: خانه‌تکانی و خرید
  2. دو هفته مانده: سبزه، سمنو و چهارشنبه‌سوری
  3. حاجی‌فیروز و عمو نوروز
  4. شب عید: شام، سفره و لحظهٔ تحویل
  5. بعد از تحویل: دید و بازدید
  6. سیزده‌بدر: پایان راه
  7. کدام رسم سند دارد، کدام نه؟
  8. در شهرها و روستاهای دیگر
  9. منابع

آداب و رسوم نوروز را بهتر است مثل یک مسیر دید، نه فهرست: خانه‌تکانی و خرید عید، سبزه‌ای که دو هفته زودتر می‌کارند، چهارشنبه‌سوری، سفرهٔ لحظهٔ تحویل، دید و بازدید، و سیزده روز بعد سیزده‌بدر که همه‌چیز را می‌بندد. این نوشته همین مسیر را قدم‌به‌قدم می‌رود و برای هر رسم می‌گوید چه می‌کنند، چه دلیلی برایش می‌آورند، و آن دلیل جایی نوشته شده یا فقط حرف رایج است.

چند هفته مانده به عید: خانه‌تکانی و خرید

نوروز با تازگی شروع می‌شود، و این فقط حرف امروزی‌ها نیست. بویس در ایرانیکا عدد هفت و نو شدن را دو نشانهٔ نوروز در توصیف‌های کهن می‌داند [۱]. آماده‌شدن برای عید هم از خانه شروع می‌شود.

خانه‌تکانی تاریخ ثابتی ندارد. معمولاً چند هفته مانده به عید شروع می‌شود و تا روزهای آخر اسفند می‌کشد؛ بعضی‌ها فقط اتاق‌ها را مرتب می‌کنند، بعضی فرش و پرده و کمد را هم زیر و رو می‌کنند. دلیل ساده‌اش این است که خانه باید برای مهمان آماده باشد؛ این را جایی ننوشته‌اند، اما منطقش روشن است. دلیل دوم از باوری می‌آید که شاهبازی در ایرانیکا ثبت کرده: بسیاری هنوز باور دارند روح بستگانِ درگذشته شب عید به خانه سر می‌زند، برای همین خانه را تمیز می‌کنند و غذا یا شیرینی می‌پزند و به یاد آن‌ها در خیابان یا گورستان پخش می‌کنند [۲]. شاهبازی این را ادامهٔ سنت فروردگان می‌داند، جشن یادبود درگذشتگان پیش از نوروز [۲].

اینکه خانه‌تکانی بازماندهٔ کدام آیین باستانی است جواب سرراستی ندارد. بویس فقط گزارش میدانی از یکی از روستاهای یزد را می‌آورد، حدود سال ۱۳۴۴، که پیش از نوروز خانه و وسایلش را با دقت تمیز می‌کردند [۱]؛ یک روستا و یک سال، نه گزارش همهٔ ایران. اگر می‌خواهی بدانی اسفند چه ماهی است و چه آیین‌های دیگری دارد، ماه اسفند را ببین.

خرید شب عید فقط خوراکی نیست. لباس نو هم جزو عید است: شاهبازی می‌نویسد خانه‌ها تمیز می‌شود و لباس نو تهیه می‌کنند [۲]، و در همان روستای یزد همه می‌کوشیدند دست‌کم یک قلم لباس نو بپوشند [۱]. کنارش شیرینی و آجیل و میوه می‌آید: سوهان، سمنو، شیرینی نخودچی و برنجی، پسته و بادام و گردو و نخودچی برشته، تخمه و برگه و کشمش و توت خشک [۲]. تا چندی پیش هم چند روز مانده به عید، در تقاطع‌ها و بازارها طاق‌های چوبی می‌زدند و با قالی و آینه و گل می‌آراستند [۲].

دو هفته مانده: سبزه، سمنو و چهارشنبه‌سوری

سبزه را حدود دو هفته پیش از نوروز می‌کارند: گندم یا جو در بشقاب یا ظرفی تا جوانه بزند [۲]. دلیل قدیمی‌اش فقط تزیین نبود؛ از رشد جوانه‌ها دربارهٔ محصول سال حدس می‌زدند [۲]. سمنو هم از شیرینی‌های همین روزهاست و سر سفرهٔ عید جا دارد [۲].

بعد نوبت چهارشنبه‌سوری است، شب پیش از آخرین چهارشنبهٔ سال، یعنی شب آخرین سه‌شنبهٔ اسفند. در شهرها هفت یا نُه آتش روشن می‌کنند، از رویش می‌پرند و شعر می‌خوانند؛ در روستاها هنوز روی بام یا در کوچه آتش می‌افروزند [۲]. آتش را برای سوزاندن پلیدی روشن می‌کردند [۲]. چهارشنبه‌سوری آیین پرجزئیاتی است و اینجا فقط همین‌قدر.

حاجی‌فیروز و عمو نوروز

در همین روزهای مانده به عید، حاجی‌فیروز هم به خیابان می‌آید: صورتش را سیاه می‌کند، لباس رنگی می‌پوشد، معمولاً سرخ، با کلاهی که گاهی بلند و نوک‌تیز است، دایره می‌زند و همان دو سه جمله را می‌خواند: «حاجی فیروزِ / سالی یه روزه» [۳]. به نوشتهٔ ایرانیکا کارش این است که برای چند سکه آواز بخواند و برقصد؛ کم پیش می‌آید در بزند و به محض اینکه در باز شود شروع می‌کند [۳].

دربارهٔ ریشه‌اش سه نظر هست. مهرداد بهار او را بازماندهٔ آیین‌های سیاوش و تموز دانسته، که ایرانیکا آن را حدسی بی‌شاهد می‌داند. هاشم رضی او را ادامهٔ سنتی نوروزی از دوران ساسانی می‌داند که در آن بردگان سیاه‌پوست با لباس رنگی و آرایش غلیظ مردم را سرگرم می‌کردند. جعفر شهری او را چهره‌ای تازه‌تر می‌داند که به گروه‌های مطرب بردگان سیاه‌پوست برمی‌گردد [۳]. چیزی که روشن است این است که در منابع کلاسیک فارسی و عربی که از مطرب‌ها و سرگرم‌کنندگان نوروزی نام می‌برند، اسمی از حاجی‌فیروز نیست؛ شاید برای همین نظرها اینقدر از هم دورند. امروز به هر حال تقریباً جای همهٔ سرگرم‌کنندگان قدیمی نوروز را گرفته است [۳].

عمو نوروز از جنس دیگری است و در قصه‌ها زندگی می‌کند، نه در خیابان. در قصه‌های تقویمی، پیرزنی سالی یک بار به انتظار او می‌نشیند و همان موقع خوابش می‌برد؛ عمو نوروز می‌آید و می‌رود و آن دو هیچ‌وقت همدیگر را نمی‌بینند [۴]. این قصه رنگ‌های مختلفی دارد، و در بعضی روایت‌های کودکانه ننه‌سرما هم هست؛ قصهٔ کاملش را در چله بزرگ و کوچک چیست می‌خوانی. در منابعی که دیدیم، عمو نوروز چهرهٔ قصه است، نه شخصیتی با آیین مشخص؛ جز یک نمونهٔ محلی که در «عیدی نوروز» آمده است.

شب عید: شام، سفره و لحظهٔ تحویل

شب عید، پیش از تحویل، نان مخصوص می‌پزند و معمولاً ماهی با سبزی‌پلو می‌خورند. لحظهٔ تحویل را از قبل اعلام می‌کنند و همه دور سفره جمع می‌شوند [۲].

سفرهٔ هفت‌سین امروز شناخته‌شده‌ترین بخش نوروز است. هفت قلم معروفش با «س» شروع می‌شود: سبزه، سمنو، سیر، سرکه، سیب، سماق و سنجد. اما فهرست همه‌جا یکی نیست؛ شاهبازی برای دورهٔ اسلامی کاسه‌های آب (یکی با ماهی قرمز) و شیر، شمع، تخم‌مرغ رنگ‌شده، آینه، سبزه، سیر، سبزی، پنیر، سکهٔ نو، قرآن و سمنو را می‌آورد [۲]. هفت‌سین به شکل امروزی‌اش سابقهٔ کهنی ندارد و ایرانیکا آن را تازه می‌داند [۱]؛ توصیف مفصلی از آن را از سفرهٔ دربار قاجار داریم که جلوی تخت طاووس چیده می‌شد [۲]. معنی هر قلم را در نوشتهٔ هفت‌سین نماد چیست جدا گفته‌ایم.

با تحویل سال، کوچک‌ترها دست بزرگ‌ترها را می‌بوسند و هدیه می‌گیرند، و بعد نوبت خواهر و برادر و داماد و عروس است [۲]. عیدی معمولاً اسکناس نو است و گاهی سکهٔ طلا یا نقره؛ جزئیاتش در نوشتهٔ عیدی نوروز آمده [۲]. شیرینی و آجیل و تخم‌مرغ رنگ‌شده دست‌به‌دست می‌شود، آب می‌نوشند و شمع‌ها را فوت نمی‌کنند تا خودشان تمام شوند [۲]. بعضی هم دعا می‌خوانند [۲].

مراسم همیشه این‌قدر خانگی نبود. در دربار صفوی لحظهٔ تحویل را با شلیک تفنگ و توپ اعلام می‌کردند و بعد خبرش با طبل و سرنا به شهر می‌رسید [۲]. امروز پخش مراسم از دههٔ ۱۳۲۰ با رادیو شروع شد و از دههٔ ۱۳۴۰ با تلویزیون [۲].

بعد از تحویل: دید و بازدید

دید و بازدید بلافاصله بعد از تحویل شروع می‌شود: خویشان و دوستان به هم سر می‌زنند و با گلاب و شیرینی پذیرایی می‌شوند [۲]. خانواده‌ای که عزیزی را از دست داده عید نمی‌گیرد؛ دیگران بی‌تشریفات عید و فقط با آرزوی سلامتی و عمر دراز به دیدنشان می‌روند [۲]. ترتیب دیدارها و آدابشان را در نوشتهٔ آداب دید و بازدید نوروزی گفته‌ایم.

سیزده‌بدر: پایان راه

سیزده‌بدر آخرین ایستگاه است. خانواده‌ها از خانه بیرون می‌زنند و روز را بیرون می‌گذرانند، بازی و موسیقی هم هست، و سبزه را با آرزوی دورشدن بدی‌ها دور می‌اندازند [۲]. با این روز نوروز تمام می‌شود.

کدام رسم سند دارد، کدام نه؟

اگر برای درس یا کنجکاوی می‌خواهی بدانی کجای این مسیر محکم‌تر است: خانه‌تکانی و لباس نو، کاشتن سبزه، دید و بازدید و سیزده‌بدر را منابع ثبت کرده‌اند [۲]. عدد هفت در نوروز سابقهٔ کهن دارد [۱]، اما هفت‌سین به شکل امروزی تازه است. حاجی‌فیروز ریشه‌ای مورد اختلاف دارد [۳] و عمو نوروز، جز یک نمونهٔ محلی، چهرهٔ قصه است [۴]. دربارهٔ ریشهٔ باستانی خود نوروز هم روایت‌ها فراوان است و جای بحث دارد؛ آن را در نوشتهٔ «نوروز در ایران باستان» جدا آورده‌ایم.

در شهرها و روستاهای دیگر

رسم‌های نوروز در ایران یکدست نیست و بعضی شهرها و روستاها رسم‌هایی دارند که جای دیگر کمتر دیده می‌شود. این تفاوت‌ها را نوشتهٔ نوروز در استان‌های ایران جدا آورده؛ پس آنچه اینجا خواندی تصویر رایج است، نه قانون همهٔ ایران. اگر می‌خواهی بدانی ساعت تحویل ۱۴۰۶ چه وقتی است، تعطیلات چطور می‌افتد و سال تازه چه حیوانی دارد، صفحهٔ نوروز راهنمایت است.

منابع

  1. Boyce, M. (2000). NOWRUZ i. In the Pre-Islamic Period. Encyclopaedia Iranica. https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-i
  2. Shahbazi, A. Sh. (2000). NOWRUZ ii. In the Islamic Period. Encyclopaedia Iranica. https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-ii
  3. Omidsalar, M. (2002). ḤĀJI FIRUZ. Encyclopaedia Iranica. https://www.iranicaonline.org/articles/haji-firuz
  4. Krasnowolska, A. (2010). PIR-E ZAN. Encyclopaedia Iranica. https://www.iranicaonline.org/articles/pir-e-zan

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه